ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

آقا من حالم بده ... خیلی بده ...  چاپ

تاریخ : یکشنبه 25 اردیبهشت ماه سال 1390 در ساعت 01:23

درک بعضی حقیقت ها و لمس برخی اندیشه ها دارای شوری عمیق و جاذبه ای نیرومند است ، در راه درک حقیقت ها ،گاهی روح گرم می شود و در احساس نوشین و لذیذ فرو می رود ولیکن ناگهان همه چیز دگرگون می گردد و کاخ آن فکرت ها در هم می ریزد و روح انسان سخت تنها می ماند ، گزیده می شود ، به خود می نگرد و تنهائی حقیقی را که بزرگان گفته اند - انسان در آتیه هایش بدان سخت دچار می شود -کمی احساس می کند ... همه ی پدیده هائی که در تماس های این جهانی با روح ما روبرو هستند از قبیل اندیشه ها ، آرزوها ، امید ها ، عشق ها ، شکست ها ، تلاش ها و پیروزی ها در دو کلمه ی مرگ و زندگی خلاصه می شود و از این روست که گاهی حقیقت های تلخ ، از نهان ، ناگهان به دایره ی ادراک می جهند و حالت بدی می گیرند و چشم اندیشه را به افق های بنفش گونه ارواح و سپس پرده های مرموز این بیکران صحنه ی هیاهو بار خیره می سازند . به راستی در این گونه موارد چه باید کرد ؟  معرفت نفس ، آیینه ی تمام نمای حقایق عالم و کلید هماهنگی با جهان هستی است و دستیابی به آن و رسیدن به پاسخ این سوال که ((من واقعا چه کسی هستم ))می تواند انسان را از تنهائی که بدان دچار گشته رها سازد ومنجر به شناخت خود و دیگران که از مولفه های مهم ضریب هوشی و هیجانی و عاطفی است گردد و اورا به موفقیت های اجتماعی و فردی رهنمون سازد ... راههای رسیدن به معرفت نفس چیست ؟کارل گوستاو بونگ روانشناس و متفکر سوئیسی و بنیانگذار روان شناسی تحلیلی می گوید (( هر انسانی دوست دارد خود را حاکم روان خویش بداند اما مادام که از تسلط بر خلقیات و هیجانات خود عاجز باشد یا نتواند بر شیوه های گوناگون، رخنه یابی عناصر ناخود آگاه در نقشه ها و تصمیماتش معرفت و وقوف یابد قطعا مالک و صاحب اختیار نفس خود نخواهد شد )) بنابر این آگاهی نسبت به حقایق درونی و شناخت ظرفیت های پنهان ذهنی ، عامل اصلی و گام اول در رشد و تعالی محسوب می شود ، پس از این شناخت است که فرد به شکل آگاهانه تلاش می کند تا تغییرات مناسبی را در خود و زندگی اش به وجود بیاورد وگوهر درونی خویش را هویدا نماید ، گوهر ارزنده ای که شاید سالهای سال از آن غافل بود وناگهان به وجود با ارزش او واقف می شود به قول حافظ شیرین سخن :سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد  آن چه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد ... گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود   طلب از گمشدگان لب دریا می کرد ... زیر بنای باورها و شخصیت هر انسانی را اعتماد به نفس او تشکیل می دهد و پایه و لازمه ی موفقیت و سعادت هر انسانی عزت نفس اوست که در خود اتکائی و محترم دانستن خود متبلور می شود ... و اما میزان آرامش ذهنی و کارائی هر فرد به توانائی های او برای زیستن در لحظه ی (( حال )) بستگی دارد ، هیچگاه مشکلات گذشته و نگرانی های آینده ی خود را نباید در زمان حال متمرکز کنیم بلکه با دلپذیر ساختن لحظه های جاری زندگی ، زنده بودن واقعی را تجربه نمائیم و هنگام مواجهه با مشکلات کنونی نیز به جای دلسرد شدن و اندیشیدن به خود مشکلات با اطمینان خاطر به دنبال راه حل مناسبی برای آنها باشیم و بدانیم که نقطه ی عطف بسیاری از موفقیت ها ی انسان ، از لحظات بحرانی زندگی اش آغاز خواهد شد  ... راستی دوست عزیز ، شما راجع به خودتان چطور فکر می کنید ؟ چه احساسی نسبت به خودتان دارید ؟ آیا برای خود ارزش قائل هستید ؟ نوع پاسخ شما به چنین سوالاتی میزان احترام شما به خودتان را نشان می دهد ...

اسطوره ی من ... بمان ...  چاپ

تاریخ : شنبه 17 اردیبهشت ماه سال 1390 در ساعت 20:28

نگاه کن ، ببین آن مرد بزرگ و آن اسطوره را هنوز هم می شناسی ، او  که نیمی از زندگی اش را چون صخره ای در قاموس آیی این سرزمین ایستاد ونیمه ی دیگر زندگی اش را چون کوهی استوار در برابر ناملایمی ها و نامردمی ها گذراند ... اسطوره همیشه ی دنیا بخاطر آنکه بر خلاف خیلی ها به صدای هیچ پائی پلک نزد و در مقابل هیچ بنده ای سر فرو نیاورد ، هوای دل من شده است و دم زدن از او و هواداری اش ، عشق و رنگ حیات و زندگی من شده است ... 

 

 

  

 

 

اکنون او همچون پرنده ای مجروح و بال و پر بسته شده است ، اما با این همه هنوز هم پر پرواز من است برای پرواز در آسمان آبی ... بیائید و به اندازه ای که نیاز و التماس به خداوند در لحن صدایمان ، رنگ چهره مان و تمام وجودمان موج می زند برای سلامتی دوباره ی سلطان قلب ها ی آبی ناصر حجازی همیشه ماندگار دعا کنیم ... (( امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو ... ))

اشکامو به من ببخش ، چاره کن بیتابیمو ...  چاپ

تاریخ : دوشنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1390 در ساعت 00:35

نسیم امید بر چهره ام می وزد و من غرق در شکر و اشک ،در انتظار آنم که از تو (( پر )) شوم   من بی تابم و آنچه در من می جوشد تویی که بی قرارم کرده ای ، توئی که شمع شب تارم شدی و با اشک آتشزاد خویش سوزستان سینه ی عاشم را تسکین دادی و سیاهی دیوانه ی شب دردمندم را به هراس انداختی ، توئی که پروانه ام شدی و نقد ناچیز هستی را در آستانه ی شکوه و روشنایی افکندی ، توئی که غم شدی و بر دل از جان عزیزترم نشستی و توئی که افق شدی و کویر تشنه ی نگاهم را سیراب کردی و افسونگر امید ناامیدم شدی و توئی که جویبار بودی و تنها گوش خستگی ناپذیر از زمزمه هایم شدی و توئی که صبح بودی و بطلانگر جادوی تاریکی و سیل پرتو و امیدم شدی ...بی تابی و تلاطم بر جانم پنجه افکنده بود و بی رحمانه درونم را در خود می فشرد ، امواج ملتهب و تازه نفس طوفان فراق چنان بر دروازه ی رگ های قلبم و روحم می زد که صدای شکستن خودم را در اندرونم می شنیدم و تنها تو بودی که مرا از چنگ این کلمات بی دردی که مرا نمی فهمیدند و رنجم را حس نمی کردند ، نجات دادی ... مهربان من ، از آن روزی که تو به درونم پا گذاشتی و از آن روزی که اشک هایم را دوباره به من بخشیدی و از آن روزی که بی تابی هایم را چاره شدی ، مهتاب را و غرور کوهها و صفای نغمه ها را ، همه را و همه را در تو می بینم وتو طلایه دار روح آواره ی من شده ای ...

دوتا اسم ، دو خاطره ،دو نقطه چین ...  چاپ

تاریخ : دوشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1390 در ساعت 02:43

دوتااسم : آهو ، کسی بود که زیبا می نگریست ، زیبا می فهمید و زیبا حس می کرد و همچون نیلوفری زیبا می زیست و همچون شبنم می چکید و رفیق ، تشنه و بی تاب زمین را می گشت و می تاخت و در جستجوی چهره ای بود که در آن خطی از آشنایی بخواند و برقی از آشنایی ببیند و سخنی از آشنایی استشمام کند ... خاطره اول: روزی از روزها که غبار زمین دل آهو را گرفته بود و موج های مرموز غیبی همچون قاصدکی او را از میان شاخ و برگ درختان جنگلی که در آن زندگی می کرد به این طرف و آن طرف می برد ، ناگهان رفیق را دید که در کنار رودخانه ای نشسته است و در دیار تنهایی خود و در سرزمین غربت به دنبال هم میهنی می گشت تا هنگامی که جهان از قیل و قال های زشت و روزمره اش لب فرو می بندد ، ناله های گریه آلودش را بشنود و سرود غمگینی اش را ، و از آن هنگام به بعد آهو و رفیقش همیشه در کنار صخره ای که در آن با مهتاب وعده ی دیدار داشتند ، همدیگر را می دیدند و شده بودند دو همسفر مسیر زندگی ، دو عزیز و دو همدم همیشگی ، آن ها با هم از غروب و سایه رد شدند و قصه های عاشقی را مرور کردند و فکر می کردند که آخر قصه شان همین است ... خاطره دوم :سایه ی آهوی دیگری ازپشت درختان جنگل پیدا شد ، اما این بار رفیق و آهو از دو دریچه به اونگاه کردند ، رفیق سر در گریبان خیالات رنج آلود و اندیشه های دردناک و عمیقش فرو برد ، نالید و بی قراری کرد که مبادا گرد و غبار زمین دوباره دل آهو را بگیرد و آهو که همزادش را دیده بود ، طنین صدایش جوهری مرموز گرفته بود ودر کنار همزادش که همراهش هم شده بود چهره ی تازه ای از خودش را می دید ، او دیگر بی تاب شده بود ... و حالا آهو و رفیق در غربت غریبه ها گم شده اند در حالی که زمانی دل های بزرگ و احساس های بلندشان عشقی زیبا و پر شکوه آفرید ، مگر نه آن است که عشق، بی تابی شور انگیز دلهاست در جستجوی گم کرده ی خویش ؟ مگر نه این بود که رفیق ،در جستجوی چهره ای بود که در آن خطی از آشنایی بخواند ، مگر آهو با دیدن رفیق غبار زمین از دل نزدود ؟ آنها فصل اول عاشقی را خوب مرور کردند ، چون خدا خواست و این چنین شد اما فصل دوم عشقشان که برهمه پوشیده ماند و باز هم قابل احترام ، این بود که آن ها عشقشان (( بزرگ )) بود نه ((شدید)) ، عشقشان از آن قبیل عشقهایی بود که روح را از اشتغال کور روز مره ی آب و نان و نام و ننگهای حقیری که تنها ارزششان آن است که همه ارج می نهند و فهمیدن را تنگ و تاریک می کنندبه در می کشد و از لذت های رنگارنگ نشخواری و تلاش های مورچه وار تکراری که زندگی کردن و به سر بردن را می سازند معاف می کند ، خوب که بنگری می فهمی اوج عشقشان آن جا بود که رفیق تنها می خواست گرد و غبار زمبن دوباره دل آهو را نگیرد و آهو در حضور رفیق رنگ صدایش جوهر مرموزی گرفته بود ...                                                                                 پی نوشت :بسیاری از آنچه بر رفیق و آهو گذشته است در هیاهوی نقطه چین ها گم شده است ... تشابه نام رفیق قصه و ر ف ی ق خونه ی خیالی اتفاقی است ...

طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه used engines used egnines honda used engines used transmission اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه پزشکی مجله علمی نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان سایت تفریحی تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان